نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ترجمه
لطف‌علی خنجی

ــــــــــــــــــــــــــ
 

شرکت دل‌آواز



آه باران
محمدرضا شجریان

ـــــــــــــــــــــــــــ

شرکت
آوای نوین



لولیان
شهرام ناظری

ـــــــــــــــــــــــ


شرکت دل‌آواز



خورشید آرزو
همایون شجریان

ــــــــــــــــــــــ

نشر ققنوس



سال بلوا
عباس معروفی

________
 
 فرهنگ ایلیا


 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 

 

 

 

 

تناقض‌های موسوی شصت با موسوی هشتادوهشت

محمدمهدی تهرانی

 

 

 

 

مشغول جست‌وجو در اینترنت بودم تا سابقه کاری میرحسین موسوی را بیابم که به مقاله زیر برخوردم. نویسنده از طرف‌داران سینه‌‌چاک محمود احمدی‌نژاد است. اما به حقیقت‌هائی اشاره می‌کند که به‌آسانی نمی‌توان از آن گذشت؛ حقیقتی که به‌حق لقب روباه را برای میرحسین موسوی برازنده می‌کند. در ضمن به شعار "نه غزه، نه لبنان" هواداران امروز او بیندیشید و ببینید فاصله از کجا است تا به کجا!

سردبیر

 

 

 

پس از سخن‌رانی دکتر احمدی‌نژاد در اجلاس "دوربان دو" برخی تلاش کردند سخنان رئیس‌جمهور را در حد عبارت‌های شعاری تقلیل دهند که مدام برای کشور هزینه ایجاد می‌کند. مهندس میرحسین موسوی، رقیب انتخاباتی دکتر احمدی‌نژاد، از جمله افرادی بود که مکرر در این باره سخن گفت. او با اشاره به سخن‌رانی رئیس‌جمهور در ژنو گفت:

نمی‌توانیم صرف گفتن کلمه‌های حماسی تبعات بخش بعدی را بپوشانیم. تکرار این مسائل حیثیت ما و حیثیت جمهوری اسلامی و ایرانیان خارج از کشور را مورد تهدید قرار می‌دهد. این مسائل نباید تکرار شود.

این نام‌زد ریاست‌جمهوری همچنین در جریان سفر به مشهد اظهار داشت: «افتضاح سوئیس، نتیجه افراطی‌گری رئیس‌جمهور است

سؤالی که وجود دارداین است که رئیس‌جمهور چه چیز جدیدی خارج از ادبیات انقلاب و اصول نظام گفته است و اصولاً نقد ساختار سازمان ملل، حق وتو، ادعای حقوق بشر و نیز نژادپرستی صهیونیست‌ها چه چیزی جدای از مواضع صریح و روشن انقلاب اسلامی طی این سال ها است. آیا سخنان امام مبنی بر حذف اسرائیل از صفحه روزگار هم شعاری و افراطی بود؟!

این موضع‌گیری‌ها در مقابل دیپلماسی فعال دولت نهم در حالی مطرح می شود که شخص آقای موسوی هم در سال‌های آغاز انقلاب وقتی در قامت وزیر امور خارجه به سازمان ملل می‌رود، با همین ادبیات سخن می‌گوید. آیا او اکنون مواضع گذشته خود را هم شعاری و افراطی تلقی می کند؟!

میرحسین در سازمان ملل نوک پیکان حملات خود را به جانب امریکا گرفت و تصریح کرد امریکا در ایران آخرین دست‌وپای مذبوحانه خود را می‌زند. حقوق‌بشر ساخته و پرداخته قدرت‌های جهانی، از دیگر محورهای انتقادی او را تشکیل می داد:

مردم ما به مدعیان حقوق‌بشر که دست‌های خود را تا مرفق در خون انسان‌های مستضعف فرو کرده‌اند، به دیده تمسخر می‌نگرند و می‌دانند حقوق‌بشری که مدافع آن سران امریکا باشند، از چه جنس و قماش است. این همان حقوق‌بشری است که در مقابل کشتارهای جهانی میلیون‌ها مظلوم از سوی امریکا سکوت می‌کند. ولی در مقابل مجازات آدم‌کشانی که به قتل رئیس‌جمهور کشور انقلابی دست می‌زنند، فریاد بر می‌آورد. این همان حقوق‌بشری است که یک اطلاعیه برای محکومیت اسرائیل به‌خاطر کشتار مکرر زن و بچه و پیرمردهای جنوب لبنان صادر نکرد. این همان حقوق‌بشری است که فقط با منطق صهیونیسم و امپریالیسم سازگار است. این همان حقوق‌بشری است که مدعیان آن و سردم‌داران آن سازندگان و طراحان بمب‌های نوترونی و اتمی در سراسر جهان هستند. و حاضرند اسلحه‌ئی بسازند که در یک چشم‌به‌هم‌زدن میلیون‌ها انسان را بی‌توجه به کوچکی و بزرگی بیماری و سلامت نابود کند. آیا اصولا مسخره نیست خانه همه این مدافعان حقوق‌بشر در امریکا باشد و نه در کشوری چون بنگلادش، ایران، نامیبیا، آنگولا، لیبی، هند، ویتنام، الجزایر، سوریه یا مالزی. ما به‌صراحت اعلام می‌کنیم به حقوق بشری اعتقادی نداریم که مدافع آن مال‌اندوزان و زورمندان امپریالیسم بین‌المللی و صهیونیسم و نژادپرستان اروپائی و امریکائی باشند. ما اصولا بشریت را در جوامع اروپائی و امریکائی در حال مسخ و نابود شدن می‌دانیم.

آیا این سخنان همان مواضع انقلاب و مواضع امروز رئیس‌جمهور نیست؟ اگر چنین است، مشکل کجا است و چرا مواضع رئیس‌جمهور که ریشه در مبانی انقلاب و اصول سیاست خارجی کشور دارد، این چنین مورد هجمه قرار می‌گیرد و شعاری و ماجراجویانه تلقی می‌شود؟! نسبت میرحسین دیروز با میرحسین امروز چیست و چرا داعیه‌داران همان حقوق‌بشر ساختگی از نزدیکان و اعوان و انصار امروز او شده‌اند؟

نخست‌وزیر سال‌های انقلاب در آن روزها هر گونه آمادگی ایران را برای بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغالی اعلام کرد:

زور زرادخانه‌های امریکائی و صهیونیستی و توطئه‌های گسترده آنان و توافق این دو کشوردر زمینه هم‌کاری‌های استراتژیک برای سرکوبی ملت‌های ستم‌دیده، عزم ما را برای مبارزه،هر لحظه محکم‌تر می‌کند و ما هم‌چنان که بارها اعلام کرده‌ئیم، هم‌راه برادران سوری و لبنانی و فلسطینی آماده بازپس‌گرفتن تمام سرزمین‌های اشغال‌شده توسط رژیم صهیونیستی هستیم.

میرحسین موسوی اگر چه امروز تصریح می کند هولوکاست مسأله ما نیست، اما آن روز مثل رئیس‌جمهور کنونی، نژادپرستی صهیونیست‌ها را مورد توجه قرار می‌داد و توطئه‌های امریکا را با مسأله صهیونیسم آمیخته می‌دانست. آن روز میرحسین موسوی به مسأله صهیونیسم بین‌الملل و جنایت‌های صورت‌گرفته نیز اشاره کرد:

امت مسلمان ایران توطئه‌های امپریالیسم امریکا علیه کشور جمهوری اسلامی ایران و دیگر ملت‌های مسلمان جهان را با مسأله صهیونیسم آمیخته می‌داند و اگرچه ممکن است بعضی کشورهای ارتجاعی و وابسته به امریکا تجاهل کنند، ولی یک‌میلیارد مسلمان جهان به‌عیان ملاحظه می‌کنند مسأله صهیونیسم از امپریالیسم امریکا جدائی‌ناپذیر است.

او رفع تجاوز و اعاده کامل حقوق مردم فلسطین را وظیفه مذهبی تلقی کرد و گفت: «دولت جمهوری‌ اسلامی ایران اندیشه تشکیل جبهه اسلامی علیه صهیونیسم و امپریالیسم را مطرح کرده و امیدوار است در آینده نزدیک مراحل عملی تشکیل این جبهه تحقق پذیرد

او نژادپرستی صهیونیست‌ها را نیز محکوم کرد: «بدون هیچ‌گونه تعصب نژادی یا ضدیت با قوم یهود اعلام می‌کنیم صهیونیسم به‌عنوان حرکت سیاسی مبتنی بر نژادپرستی و توسعه‌طلبی که رسالت آسمانی حضرت موسا علیه‌السلام را پوشش جنایات خود قرار داده، از دیدگاه ملل آزادی‌خواه جهان مردود و غیرقابل‌تحمل است.»

میرحسین آن روزها البته ساختار سازمان ملل و حجیت حق وتو را نیز مورد توجه قرار می‌داد. او با اشاره به سازمان ملل و نهادهای جهانی می‌گفت: «به نظر ما این مجامع پیش از آن‌که ابزاری برای مقابله با ظلم و ستم و استقرار عدالت و صلح در جهان باشد، محل داد و ستد قدرت‌های بزرگ جهانی و کوششی برای اجرای سیاست‌های آن‌ها است... . به اعتقاد ما تا زمانی که سازمان ملل متحد از نفوذ ابرقدرت‌ها آزاد نشود، تا هنگامی که قدرت در اختیار صاحبان برحق آن یعنی مستضعفان قرار نگیرد، به‌سختی می‌توان امیدوار بود سازمان ملل متحد بتواند نقش واقعی خود را آن‌گونه که در منشور آمده است، به‌نحو اکمل ایفا نماید. به عنوان نخستین گام انتقال مقر سازمان ملل متحد به کشور بی‌طرف و نیز لغو حق وتو برای زورمداران ضروری است

طبیعتاًً دو حالت می‌تواند وجود داشته باشد. یا میرحسین نیز برای جلب آرا به صف انقلابیون شرمنده پیوسته است و حاضر نیست در دفاع از اصول سرش را بالا بگیرد یا این‌که واقعا طی این سال‌ها مثل خیلی افراد، تاریخ مصرف گفتمان انقلاب را تمام‌شده تلقی می‌کند و آن گفتمان را سزاوار موزه‌های تاریخ می‌پندارد. چنان‌که یاران امروز او این‌گونه فکر می‌کنند و او هم در مقابل با کمال افتخار تصریح می‌کند دیدگاه‌های من به شما بسیار نزدیک است.»

در واقع اگرچه تا پیش از این گفتمان سکوت میرحسین، مواضع امروز نخست‌وزیر دی‌روز را در هاله‌ئی از ابهام قرار می‌داد و کار به جائی رسیده بود که عباس عبدی هم لب به سخن گشود موسوی نه برای من که حتا برای خودش هم ناشناخته است، اما امروز تبدیل گفتمان سکوت او به گفتمان التقاطی تناقض‌ها و تعارض‌های جدیدی را دامن زده است. سؤال این‌جا است که صورت‌مسأله را چه کسی عوض کرده و اصولا چرا صورت‌مسأله عوض شده است. آیا مواجهه با استکبار جهانی و صهیونیسم مسأله همیشگی انقلاب و نظام نبوده است؟ اگر چنین است، چرا امروز دیگر خطوط روشن انقلاب مسأله ما تلقی نمی شود؟! و دست آخر این‌که از نظر ایشان غیر از این صورت‌مسأله، چه صورت‌مسأله‌های دیگری هم هست که عوض شده‌اند.g

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



جلد   .  
صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره های پيشين  
  
از دل برآيد   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
  
موسیقی   .   از اين قلم   .   نی‌ستان   .  
طرح   .   آینه های دیگر   .   English
این‌سو و آن‌سوی متن