نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ترجمه
لطف‌علی خنجی

ــــــــــــــــــــــــــ

شرکت دل‌آواز



آه باران
محمدرضا شجریان

ـــــــــــــــــــــــــــ

نشر
آفرینگان

مسیو ابراهیم
اریک امانوئل اشمیت
 
عباس معروفی
وحید مقدم
________

شرکت
آوای نوین



لولیان
شهرام ناظری

ـــــــــــــــــــــــ


نشر ققنوس



آونگ خاطره‌های ما

عباس معروفی
________

نشر ققنوس

 

دریاروندگان جزیره آبی‌تر
عباس معروفی
________

شرکت دل‌آواز



خورشید آرزو
همایون شجریان

ــــــــــــــــــــــ

نشر ققنوس

پیکر فرهاد
عباس معروفی
________
 

نشر ققنوس



سال بلوا
عباس معروفی

________
 

نشر ققنوس


 

سمفونی مردگان

عباس معروفی
________

  

فرهنگ ایلیا
  منتشر می‌کند

آفرینش زنانه
مجموعه گفت وگو
 

الهام یکتا
 

___________

 فرهنگ ایلیا


 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گوهای شماره 1-
30 آینه‌ها

الهام یکتا
___________

نشر ققنوس



ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________
 

نشر زریاب
(نشر زوار)


 

چشمه عشق

نرگس (الهام) یکتا
ـــــــــــــــــــــ


نشر
مرداد
(نشر زوار)



خانه‌ئی برای عشق

نرگس (الهام) یکتا ___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان

آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان

آینه‌ها
دفتر یکم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________


نشر روشن‌گران و
مطالعات زنان



مرگ رنگ

درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

 

 

 

جهان ناخودآگاه؛ ژرفابخش حیات آدمی

الهام یکتا

eyektam@gmail.com

 

 

 

 

                                                                

برای آن دلاور

گیوگ معروفی

که خونش از خنجرهای ددان می‌چکد.

 

 

 

 

غروب سرد زمستانی کنار دریاچه‌ئی نشسته بودم. باد سردی می‌وزید و موجاموج دریاچه تماشائی بود. مرغان دریائی کوچ‌زمستانی‌کرده زیاد شده بودند و صدای‌شان اگرچه نخراشیده، حس غریبی در آدمی برمی‌انگیخت؛ آرام و قرار نداشتند؛ بر آب می‌نشستند؛ پرواز می‌کردند؛ ماهی می‌گرفتند و... . کمی آ‌ن‌سوتر پلی بود و فانوس دریائی. نور تیرهای چراغ‌‌برق ِ روی پل در آب افتاده بود. به انعکاس نور آتش‌گون و لرزان در آب دریاچه خیره بودم که ندای اذان برخاست و... . خلاصه مجموعه عنصرها و فضای حاصل جان می‌داد تا آدمی را در دنیای انگاره‌های ازلی (Archetype) فرو برند؛ تا آن‌جا که خود هم به عنصر ازلی تبدیل شوی و دیگر نه خود را ببینی؛ نه عالم واقعیت را. اما از آن‌جا که هم‌واره به حفظ‌فاصله از جهان تخیل قادر هستم، ذهنم به مبحث جدی معطوف شد:

خودآگاه (Consciousness) حوزه اختیار و ناخودآگاه حوزه جبر است و کنش و منش انسان آمیخته‌ئی از این دو. آگاهی اکتسابی است و ناخودآگاه میراث بشری (unconscious Collective) و انسان را از این دو گریزی نیست. به‌همین دلیل انسان نه حاصل اختیار محض است، نه برآیند جبر محض. بل‌که به فرموده امام جعفر صادق امر بین‌الامرین است؛ یعنی هر دو این‌ها که به‌ظاهر متناقض می‌نمایند!

انسان اسیر ناخودآگاه است و جهان نمادها. اما این جهان فرع است. اصل جهان مسلط بر آن است که جهان خودآگاه است و گستره عقل و شعور. به‌همین دلیل آدمی مختار است و در ازای آن‌چه مرتکب می‌شود، پاداش یا مجازات می‌بیند.

و اما حرکت انسان به سمت جهان ناخودآگاه فقط باید بر مبنای خودآگاهی محض صورت گیرد، وگرنه به اضطراب، روان‌نژندی یا بیماری روانی حاد منجر خواهد شد. زیرا جهان ناخودآگاه قلمرو تاخت‌وتاز شیطان است و جهان خودآگاه گستره قدرت الهی؛ به‌همین دلیل جهان نخست قلمرو سیاهی و تاریکی است و جهان دوم قلم‌رو نور و روشنائی.

جهان ناخودآگاه بر اساس اصل آفرینش جفت (نرینه- مادینه) بنا نهاده شده و جهان خودآگاهی بر اصل وحدت و نور.

سیر محض در جهان ناخودآگاه حرکت در تاریکی است و مواجهه با معناهای بی‌شمار، حیرانی، سرگردانی و اضطراب؛ به‌ویژه اگر دیدگاه فرویدی بر آدمی حاکم باشد. اما حرکت در جهان خودآگاهی حرکت در روشنی و به‌سمت نور مطلق است؛ آرامش می‌آورد و شادکامی.

آن‌که در جهان ناخودآگاه فرویدوار سیر و سفر می‌کند، بر مبنای تاریکی/ انسان به هستی می‌نگرد و به تیرگی وهم می‌رسد و نومیدی.

 اما آن‌که در جهان خودآگاه سیر و سلوک می‌کند، بر مبنای نور/ خدا به امید می‌رسد و مقصد. و این چه آگاهی عظیمی است، وقتی

 ناخودآگاهی را هم در مشت خود دارد!g

چهارشنبه
16دی 1388

 

 

 

 

جمود فرم و ترک محتوا

الهام یکتا

eyektam@gmail.com

 

 

 

 

 

 

در صفحه از دل برآید شماره گذشته آینه‌‌ها از دیدگاه انتقادی به مبحث رجحان فرم بر محتوا در مراسم عزاداری عاشورا پرداختم. اما حین نوشتن و پس از آن موضوع‌های دیگری نیز به ذهنم می‌رسید که می‌بایست مستقل بدان‌ها بپردازم. ناچار صفحه از این قلم این شماره را هم بدان اختصاص دادم.

سردبیر

 

 

 

 

 

 

 

من آن سرداب تاریکم که در من

آتش همه ایمان‌هاست.

احمد شاملو

تحجر عوام

متفکران اسلامی در سراسر جهان پس از مواجهه با مدرنیسم و مشخصه‌های آن و تأثیری که بر جهان، به‌ویژه جهان اسلام داشت، ناگزیر از موضع‌گیری شدند. برخی با جبهه‌‌گیری علیهش، ‌از دم به رد آن پرداختند و برخی مانند سید جمال‌الدین اسد‌آبادی، سید قطب و دکتر علی شریعتی کوشیدند آن را بشناسند و بشناسانند؛ نقطه‌ضعف‌ها و نقطه‌قوت‌هایش را برشمرند و جهان اسلام را در برابر آن ضدضربه و حتا تقویت کنند. اما کار به این آسانی‌ها نبود. لایه سنگینی که از غبار تحجر و مردسالاری و نادانی و بی‌سوادی بر فرهنگ اسلامی نشسته بود، مقاومت‌ شدیدی را در برابر اندیشه‌های خلاقانه و نوین ایشان ایجاد می‌کرد. اگرچه تلاش‌های این اندیش‌مندان خانه‌تکانی باورها بی‌ثمر هم نبود، اما هنوز که هنوز است، می‌توان این لایه‌های غلیظ غبار را بر چهره اسلام راستین مشاهده کرد. برای مثال ما با دو ماه محرم و صفر در فرهنگ دینی- آئینی خود مواجه هستیم. نه عظمت شهادت و حرکت امام حسین (ع) را انکار می‌کنم، نه سوگ‌واری بر او را منع می‌کنم. منتها می‌خواهم بگویم فرم چنان بر محتوا غلبه کرده و چنان در روح و جان و ناخودآگاه مردم ما ریشه دوانده که این دو ماه به تابوی روحی مردم تبدیل شده است. دو ماه یعنی دست کم یک‌دهم از سال یا شصت روز در سوگ‌واری به‌سر بردن. آن‌هم نه فقط با ظاهرپردازی و لباس سیاه پوشیدن، بل‌که در روزمره‌ترین کارهای زندگی پیر و جوان سنگینی اندوه و هراس از هرگونه اقدام منجر به شادی و باور به شومی و بدیمنی را می‌توان مشاهده کرد:

- هرگونه پیوند عقد ازدواج در این دو ماه نکوهیده محسوب می‌شود. جشن‌های فرعی آن‌هم انجام نمی‌شود و کم‌تر کسی حاضر است به خواست‌گاری، خرید عروسی و... برود.  

- هنوز هستند زنانی که در عرض این دو ماه به به‌داشت صورت خود نمی‌‌رسند. اگر پس از مدتی ایشان را ببینی، از آن چهره‌های تیره‌‌شده از موهای زائد به وحشت می‌افتی!

- هنوز زنان و دختران از آراستن خود در طول این دو ماه وحشت دارند. در یاد دارم نوجوانی را که اوایل محرم در خانه اندک آرایشی کرده و زمانی‌که با مشکلی مواجه شده بود، آن را تنبیه الهی محسوب کرده و روحیه خود را باخته بود!

- نوجوان و جوان وحشت دارد در طول ماه محرم به آهنگ‌های دل‌خواه خود گوش کند و گاه وحشت‌زده می‌پرسد اگر چنین کند، خدا و امام او را مجازات خواهند کرد!

...

چنین هول و هراسی که نخستین پی‌آمد آن افسردگی و در درازمدت برعکس عصیان در برابر دین و آئین‌های دینی است، فقط در فرهنگ رفتاری و کرداری توده عوام ریشه ندوانده است. خود نظام نیز آن را از طریق رسانه‌های جمعی مانند رادیو و تلویزیون تبلیغ و تقویت می‌کند. حاصل می‌شود تابو و وحشت درونی که میلیون‌ها انسان را به‌مدت دو ماه فلج می‌کند. با وجود این در آن روی سکه اتفاق دیگری می‌افتد. این فلج روحی تنش و قیام درونی را علیه وضعیتی موجب می‌شود که هم‌خوان با ناموس آفرینش نیست. و چون مقابله با چنین تابو و باور جمعی و فردی آسان نیست، گاه شخص به تناقض‌های رفتاری عجیب و غریبی دچار می‌شود که تماشائی است. در یاد دارم روشن‌فکر لائیکی که کفرگوئی‌یش به معنی واقعی کلمه، گاه لرزه بر اندام همگان می‌انداخت، روزی که می‌خواستم در دفترش نماز بخوانم، گفت: «لطفا در اتاق کار خودم نماز بخوانید تا موج‌هائی که در هوا به دلیل حرف‌های من وجود دارد، از بین برود!»

انسان لائیکی مانند او به همان دردی دچار است که آن آدم سنت‌پرست متحجر دل‌بسته به فرم ِ شعائر گرفتارش است؛ هر دو این‌ها محتوای باورها و تلقی‌های خود را فرو گذاشته‌اند!      

 

تحجر خواص (1)

برخی سنت‌ها وجود دارند که هیچ ربطی به اسلام ندارند و حتا از سوی امامان نهی شده‌اند، اما با چنان آب و تابی اجرا می‌شوند و با چنان افتخاری به سمع مردم می‌رسند، که آدم وا می‌ماند چه بگوید و آن‌هم با کدام جرأت. برای مثال لباسی که روحانیان بر تن دارند. حتا طلبه‌ها پس از طی مرحله‌هائی به پوشیدن آن مفتخر می‌شوند، غافل از این‌که این لباس و آن عمامه هیچ ربطی به اسلام ندارند. بل‌که لباس عرب حتا در زمان جاهلیت بوده‌‌اند. برای مثال می‌توان به فیلم محمد رسول‌الله مصطفا عقاد اشاره کرد و لباس ابوسفیان را مثال زد که فرقی با لباس روحانیان ما ندارد! بنابراین این‌همه تأکید بر این پوشش که لزوما لباس ویژه پیامبر است و تا ابد باید آن‌گونه پوشید، خردمندانه نمی‌نماید. شاید برخی روحانیان ما به همین نکته و نیز حدیثی از امام جعفر صادق (ع) (لباس زمان‌‌تان را بپوشید) نظر داشته‌‌اند و دارند که لباس رسمی روحانیت در کشور ما را تن نکرده‌اند یا نمی‌کنند. از زمره ایشان می‌توان به علامه محمدتقی شریعتی، پدر دکتر علی شریعتی اشاره کرد که علم‌آموخته حوزه علمیه بود، اما لباس رسمی روحانیت بر تن نکرد. به‌هم‌چنین می‌توانم به آیت‌الله حسین‌علی منتظری اشاره کنم. به‌رغم همه انتقادهائی که بابت موضع‌گیری سیاسی بر او وارد می‌دانم، نمی‌توانم او را ستایش نکنم بدون قبا و عمامه و ملبس به کت‌وشلوار با مریدان خود مواجه می‌شد.

 

 

 

 

در فرم‌پرستی بابت پوشش، باز مثال می‌‌زنم آنان را که تمام سال را مشروب می‌خورند، زن‌بارگی می‌کنند، تریاک می‌کشند، اما در دهه اول محرم چادر سیاه می‌خرند و به رایگان بر سر دخترکان نوجوان مدرسه‌ها می‌کنند تا بر سر کنند! در حالی‌که چادر به‌هیچ‌وجه حجاب اسلامی نیست و آیت‌الله مطهری در کتاب مسأله حجاب خود دست‌کم چهار دهه پیش برهان‌ها آورده تا اثبات کند چادر حجاب ایرانی است و پیش از اسلام، در زمان ساسانیان هم بوده و... . در اروپا و فرهنگ مسیحی چادر نیز دیده می‌شود. منتها به همان شکلی که هنوز زنان راهبه بر سر می‌کنند. 

 

به‌هم‌چنین است مداحانی که در دهه نخست محرم به مدرسه‌ها ‌برده می‌شوند و اشک‌ها از کودکان و نوجوانان بی‌نوا می‌گیرند. البته دیگر نه از برای ثواب اخروی و سند زدن قباله منگوله‌دار خانه‌ئی در بهشت؛ بل‌که برای این‌که ایشان تخلیه روانی شوند! لابد برای غم‌های بی‌نهایتی که در دل این جوانه‌های نورسته لانه کرده و اگر با اشک بیرون نریزند، غم‌باد خفه‌شان می‌کند! و صدالبته هیچ مقامی در این کشور مسؤول نیست تا بر زخم‌های‌شان مرهم بگذارد و... فقط مانده این یک راه!

ناگفته نماند به‌دلیل فضای بازی که برای مداحی و مداحان وجود دارد، در سه دهه اخیر هر که خواسته، در این حیطه وارد شده و دست‌خوش‌ها گرفته است. تا حدی که کار به دست‌مزدهای چند میلیونی برای یک‌شب مداحی و تبدیل این کارِ دل به حرفه نان و آب‌دار کشیده است. صرف‌نظر از این‌که پیامبر و امامان کسب درآمد از راه دین را ممنوع اعلام کرده‌اند، مشکلی که فراگیر شده است، بدصدائی بسیاری ایشان است. گوئی از یاد برده‌اند پیشوایان دینی ما بارها تأکید داشته‌اند قرآن را با صوت خوش بخوانید تا حس زیباشناختی خواننده برانگیخته و ارضا شود. با این پیشینه، مداحی که دیگر جای خود را دارد. آن‌هم در زمانهٔ اکنون که بی‌نهایت امکان برای جلب و جذب گوش و ذهن مردم وجود دارد. اما کافی است در یکی از روزهای عزا به رادیو یا تلویزیون گوش بسپاری. از این همه نازیبائی و ناموزونی کارهای پخش‌شده به‌تنگ می‌آئی و چاره‌ئی نداری جز خاموش کردن دست‌گاه تلویزیون یا رادیو. در سال‌های اخیر فقط صادق آهنگران را در یاد دارم که به ارتقای کار خود پرداخت و از جلوه‌های بصری نمادین برای به‌روز کردن کارش بهره‌جست. او که زمانی صدایش با هول و هراس و ویرانی و مرگ و افسردگی گره خورده بود، پس از پایان جنگ ایران و عراق خیلی زود متوجه شد باید برای ارتقای کار خود جهد کند تا بتواند توجه مردم را هم‌چنان به ژانر کاری خود معطوف دارد. در حالی‌که بیش‌تر هم‌کارانش هم‌‌چنان در حال درجا زدن هستند.         

   

تحجر خواص (2)

با جمعی می‌گفتم آن‌چه دکتر علی شریعتی یک‌تنه برای احیای اسلام انجام داده، تمام حوزه علمیه قم در طول پنجاه‌سال گذشته نتوانسته است انجام دهد. در رد ادعایم، برخی دانش‌نامه 14 جلدی امام‌حسین تألیف آیت‌الله محمدی ‌ری‌شهری و... را شاهد آوردند که خبر رونمائی آن با آب و تاب در رسانه‌‌ها درج شده بود و آیت‌الله صافی گلپایگانی هم سخن‌رانی جلسه رونمائی آن را برعهده داشتند.

چند ثانیه‌ئی مبهوت مانده بودم چرا برخی دوستان حرفم را متوجه نشده‌اند. ناگهان یادم آمد مداحی به‌روز بودن را، خواندن مرثیه‌هایش با آهنگی از مرضیه تلقی کرده بود و... ! بنابراین باید شرح می‌دادم منظورم از نگاه نو داشتن به دین و تمام عرصه‌هایش یعنی چه. ناگزیر پرسیدم در تمام این 14 جلد چه چیز نوینی در مورد امام‌حسین و قیامش موجود است. مگر جز زندگی‌نامه و مرثیه‌ها چیز دیگری در آن به‌چشم می‌خورد؟ مگر همه آن‌چه در شرح این دانش‌نامه در خبرگزاری‌ها درج شده، بارها و بارها در کتاب‌های دیگر این حوزه منتشر نشده است؟

به توصیف‌های زیر از دو منبع متفاوت توجه بفرمائید:

دانش‌نامه امام‌حسین(ع) در پانزده بخش اصلی و 138 فصل همراه با ترجمه فارسی تدوین شده است. زندگانی امام حسین(ع)، 400 بیان و تحلیل درباره موضوع‌های مرتبط، پاسخ به شبهات و نمایاندن تحریف‌ها، هم‌چنین ترسیم پنج نقشه ابتكاری خط سیر كاروان حسینی(ع) از ویژگی‌های دانش‌نامه امام حسین(ع) به شمار می‌آیند.

این مجموعه 14 جلدی، چهارهزاروصدونودویک نقل در 6612 صفحه به دو زبان فارسی ـ عربی در بر دارد و پانزده بخش اصلی دانش‌نامه امام‌حسین(ع) عبارت است از زندگی خانواده سیدالشهداء(ع)، فضیلت‌ها و ویژگی‌های امام حسین(ع)، دلایل امامت امام حسین(ع) و فرزندانش، امام حسین(ع) پس از پیامبر اكرم(ص) تا شهادت پدر، امام حسین(ع) پس از شهادت پدر تا قیام عاشورا، خبر دادن پیشاپیش از شهادت امام حسین(ع)، خروج امام حسین(ع) از مدینه تا رسیدن به كربلا، از رسیدن امام حسین(ع) به كربلا تا شهادت ایشان، واقعه‌های پس از شهادت امام حسین(ع)، بازتاب شهادت امام حسین(ع) و فرجام كسانی كه در كشتن ایشان و یارانش نقش داشتند، عزاداری و گریه برای امام حسین(ع)، نمونه مرثیه‌هایی كه در سوگ امام حسین(ع) و یارانش سروده شده‌اند، زیارت امام حسین(ع)، مزار امام حسین(ع)، حكمت‌های رسیده از امام حسین(ع).

منبع: ایبنا

 

این دانش‌نامه با معرفی شخصیت امام حسین(ع) و زندگانی ایشان از تولد تا شهادت، زمان و مكان صدور سخنان گوهربار آن امام(ع) را نیز عرضه می‌کند و این امكان را برای خواننده فراهم می‌آورد تا معنای اصلی، عمق و چرائی موضع‌ها و سخنان امام(ع) را دریابد. بر این اساس، بیان‌های سودمندی در جای‌گاه خود و مرتبط با فصل‌ها و متن‌های اصلی قرار گرفته است تا خواننده به تحلیل جامع، همه‌سویه و مستند برسد. بیش‌تر این بیان‌ها، در مقام پاسخ‌گوئی به شبهات و نمایاندن تحریف‌ها نگاشته شده است.

برخی تحلیل و پژوهش‌های مندرج در دانش‌نامه عبارتند از پژوهش درباره انتساب رقیه به امام حسین(ع)، تحلیلی درباره هدف‌های قیام امام حسین(ع)، تحلیلی درباره ارزیابی سفر امام حسین(ع) به عراق و نهضت كوفه، موقعیت خیمه‌های امام حسین(ع) و نقش آن‌ها در صحنه نبرد، توضیحی درباره مسیر كاروان كربلا از كوفه به شام و از شام به مدینه، سخنی درباره بازگشت اهل بیت(ع) به كربلا و ملاقات آن‌ها با جابر در روز اربعین، تحلیلی درباره متفردات منبع‌های متأخر، سخنی درباره سرانجام قاتلان امام(ع) و كسانی كه ایشان را در برابر دشمن تنها گذاشتند.

منبع: ایکنا

تکرار و توجه به ظاهر فقط گریبان‌گیر حوزویان نیست. پژوهش‌گران غیرمعمم نیز در چنین دامی می‌‌افتند. یادم است دکتر عطاءالله مهاجرانی که می‌کوشد شکل مدرن فرآورده‌های حوزوی را عرضه ‌کند، کتاب انقلاب عاشورایش را به من داد تا بخوانم و نقدی بر آن بنویسم. پس از مطالعه از فرط شرمندگی ماندم چه بگویم. بابت حمایت‌های او از جامعه روشن‌فکری مدیونش بودم، اما نمی‌توانستم قلمم را هم به دروغ‌گوئی و چاپلوسی وادارم. ناگریز در نهایت شرمندگی به وی گفتم: «خود شما بفرمائید کدام جمله این کتاب تازه بود و من در کتاب‌های مشابه دیگر نخوانده بودم تا درباره‌اش بنویسم؟!»

طبیعی است مهاجرانی به دلیل زحمتی که در تهیه و تدارک آن کتاب کشیده بود، برنجد، اما واقعیت کارهای انجام‌شده از این‌دست، جز این است؟! به همین دلیل است که می‌پرسم چرا هنوز پس از نیم‌قرنی که از سخن‌رانی‌ها و نوشته‌‌های دکتر علی شریعتی در مورد اسلام می‌گذرد، هیچ‌کس نتوانسته است خوانش جدید و جذابی را از آن عرضه کند؟ سطحی‌نگران خیلی انصاف داشته باشند، به خلاقیت و استعداد دکتر اشاره می‌‌کنند و این‌که دیگران فاقد آنند. اما به‌راستی تمام حقیقت همین است؟! آیا دو دکترای علی‌شریعتی در جامعه‌شناسی ادیان و تاریخ اسلام از دانش‌گاه سوربن فرانسه، به او توان پژوهش‌گری به سبک مدرن، قدرت تحلیل، دیدگاه‌های نوین و... نداده بود؟! و آیا ما به روی‌کردهای جدید به اسلام نیاز نداریم؟ آیا برای مثال نباید روان‌شناس، اسطوره‌شناس، زیبائی‌شناس و ... بر بنای دانش تخصصی غنی خود به اسلام روی‌کرد داشته باشد و تفسیر نوین خود را از آن عرضه کند؟! آیا به‌جای همه این مدرسه‌ها وحجره‌های بیشینه ساختمان نوشده که هزینه‌‌های گزافی را بر دوش ملت و دولت تحمیل می‌کند، نباید دانش‌گاه مدرنی در قم تأسیس کرد و به جای تمام علوم قدیمه به‌درد نخور، دانش روز را به‌ترین استادان غربی و ایرانی تدریس کنند و در کنارش استادان حوزه نیز از اسلام بگویند تا دانش‌جو در مرحله عرضه پایان‌نامه فوق‌لیسانس یا دکترا، بر مبنای دو دانش اکتسابی، تفسیر یا روی‌کرد نوینی را از اسلام و شاخصه‌هایش عرضه کند؟ آن‌گاه است که می‌توان مدعی شد قم ام‌القرای جهان اسلام است، وگرنه این ادعا در حد همین واژه دهان‌پرکن باقی می‌ماند و حلوایش فقط دهان گویندگانش را شیرین می‌کند و بس! و آن‌وقت بارها هم‌چنان بر دوش خلاقانی می‌ماند که اگرچه وظیفه حرفه‌ئی ندارند، اما جلوه‌های اسلام چنان تحت‌تأثیرشان قرار می‌دهد که ناگزیر از بیان هنری آن می‌شوند. مانند آن‌چه عباس معروفی در رمان سال بلوایش با رنگ و بوی خاک می‌کند تا با نمادپردازی‌یش، واقعه عاشورا را به امروز بکشاند و بگوید کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا! و از اتفاق همین کرده‌ و کرده‌های پراکنده است که اسلام را برای خواننده امروزی هنوز جذاب و تازه جلوه‌گر می‌کند.g

 دی 1388

 

 

 

 

 

 

 

 



جلد   .   صفحه اول   .   درباره ما   .   شماره های پيشين  
  
از دل برآيد   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
  
موسیقی   .   از اين قلم   .   نی‌ستان   .  
طرح   .   آینه های دیگر   .   English
این‌سو و آن‌سوی متن