چوپان کلمات
است. رمههای شعر را صبورانه به اینجا آورده... . بگذارید عرقش را
پاک کند و گلوئی تازه کند؛ بگذارید از ماژلان و کوچکخان بگوید؛
بانوی بهار در صدای غمگینش میرقصد. موجهای دریا در چشمهایش
خشکیده و این دانههای شن تحفه دریا است.
کتاب
چوپان کلمات
بالأخره بعد از انتظار طولانی منتشر شد.
تعجب نکنید. ما به انتظار عادت
کردهئیم. وگرنه شاعر پیشه دیگری اختیار میکرد و حسبحال
نمینوشت. این کتاب تجربههای مزدک پنجهئی است که بیان سالهای
فعالیتش در حوزه روزنامه نگاری و شعر است. چیزی که در نگاه اول
ساده به نظر میرسد، نگاه شاعر به جهان پیرامون و نگارش صریح آنها
است. اما در قراأت این شعرها چیزی که ذهن را به شکلی درگیر میکند،
دعوت مخاطب به جهان سادهئی است.
شاعر کنشهای سادهئی را اجرا میگذارد
که در نوع خود کاملاً ملموسند.
انگار شاعر به نمایندگی از تمام
زمینیها سخن میگوید و در برابر دغدغههائی چون جنگ و زندگی مدرن
بهراحتی تسلیم میشود و این رویکرد جالب را با طنز و کنایه
نیشداری، مصلحتآمیز تعبیر میکند و مخاطب را مجاب میکند انسان
امروز چقدر غم نان دارد.
آهای آدمهای مریخی/ سنگ
نیندازید/ نمیبینید مگر دستمال تکان میدهیم/ نتوانیم اگر باد
تکان میدهد/ ما که دعوا نداریم/ انسانهای بسیار به دیدارتان
میآیند/ آب دارید اگر کنار بگذارید/ ما نان میآوریم.
(ص 10)
شاعر سعی میکند با منقطع کردن کلام و
با تقطیعهای مختلف تفکر خود را از وضعیت موجود به اشتراک بگذارد.
در صورتیکه در شعر "سنگپشت"، ورودی اثر بسیار شاعرانه است و با
تعلیق و محوریت معنا پیش میرود. اما در نهایت باز شدن مشت شاعر از
ظرافت و زیبائی انگارهها چنان میکاهد که گوئی شاعر قصد دارد
نتیجه گیری کند و دستکم گرفتن مخاطب و غالب شدن ابژهها بر تمام
عنصرها میچربد.
پرواز میکنی در آسمان
ما/ با بالهای ما/ خانهبهدوش/ بیچاره من در دهان تو/ بیچاره
بالهای تو/ مرا زیر چنگالهای تو/ بالا/ بالای بالا/ ... فراموش
کن/ مردمان زمین/ لب نـ.... ـه/ زدی در اوج این.../ لعنت به دهانی
که بیموقع باز...
(ص14)
چوپان کلمات
مشتمل بر دو دفتر است. در دفتر اول (سنگ
پشت) شاهد نوسانهای عاطفی هستیم.
بهعبارتی لحن اغلب شعرها تخاطبی هستند.
شاعر درصدد آن است که رفتار تازهئی را
در بافت شعر بهاجرا بگذارد. بههمین دلیل آنیتهای شاعرانه بسیار
ساده و ظریف هستند. کمااینکه زبان یکدست شعرها و عینیگرائی در
موقعیتهای خاص جزو نقطهقوت دفتر اول بهشمار میرود و این کنش
لزوماً بر دغدغههای شاعر مبتنی است و چالشهای رمانتیسمی با آغشته
شدن به رگههای زندگی مدرن نگاه نافذ و بیپیرایه شاعر را به شکل
قابلقبولی بهنمایش میگذارد.
زبان مو درمیآورد/ از
بس از تو سخن میگوید/ هر بار میگویم دوستت دارم/ بیش از پیش/ یاد
پدر میافتم/ آب/ برق/ گاز/ سررسید اجارهئی که همهچیز از خاطرش
برده است.
(معاشقه، ص 18)
در دفتر دوم (چوپان کلمات) شاعر با
تمهیدهائی نظیر سپیدخوانی و لحنگردانی موقعیتهای شاعرانهئی را
بهوجود میآورد. کمااینکه بیشینه شعرهای این دفتر به لحاظ
مضمونی بسیار بکرند، اما نیاز مبرمی به پرداخت دارند.
راوی شعرها با شکست روایت و گسست معنا
تا حدود زیادی توانسته است مخاطب را دنبال خود بکشاند.
روزی روزگاری پسرک
چوپانی گوسفندانی را به چرا برد نقطه/ سرخط بنویسید/ گرگی به گله
زد نقطه/ - خانم اجازه/ نوک مداد ما شکسته/ - از بغل دستییت بگیر/
- از ما خانوم؟/ - آره شما/ روزی روزگاری/ مرد جوانی/ شعرهائی برای
گفتن/ نقطه نقطه نقطه/ - آقا اجازه گرگی به شعرهایم... (ص 39)
رولان بارت در
کتاب لذت متن
متنی را لذتبخش توصیف میکند که از دل
فرهنگ بیرون بیاید و رابطه مخاطب را با زبان به بحران بکشاند. او
همچنین به سلیقهها و ارزشها نیز اشاره میکند.
با این توصیف
زیرکانه،
میتوان با جرأت اذعان کرد مخاطب شعر امروز با هر متنی
بسیار سلیقهئی و شخصی
برخورد میکند. چنانچه به تداعی خاطرههای
ایشان منجر شود و این حس زیباشناختی کماکان در شعر ما رایج است و
نفس هنر نیز چیزی جز این نیست.
در چشمهای تو پروانهئی میچرخد/
گاهی که خودمانی شدیم/ پردهها کنار میافتند/ ملحفهها راز
سپیدبختی را میدانند/ گمراهی عجیبیست زندگی/ همیشه آشوب بهپا
میکند/ وقتی به پا شدی/ چه طبیعت بیجانی است/ مفهومی که به سراب
باران میرسد/ چه کویرهائی/ چه کویرهائی/ با لکنت باران سوختند...
(ص 62 )
راوی
چوپان کلمات
با خصوصی کردن شعر و گشودن افقهای نزدیک در
پیش روی ما میخواهد به لحاظ عاطفی به شعر چندلایهئی برسد که این
برآیند سیال با بهکارگیری تناسبها، ساختار مناسبی در روند شعر
ایجاد میکند. برای مثال میتوان به شعرهای "سیگار" (ص 60)، "نامه"
(ص 57) و شعر "مادر" (ص 41) اشاره کرد. در این مقطع زمانی نمیتوان
تجربههای مزدک پنجهئی را بهخصوص در دفتر دوم ارزیابی کرد. باید
به گذر زمان چشم دوخت. زیرا بر مبنای چنین رویکردی سؤالهای
بسیاری مطرح خواهد شد. برای نمونه آیا شاعر توانسته به ارتقای شعر
امروز کمک کند؛ آیا این تجربهها در حد تجربه صرف باقی میماند یا
حوزه وسیعتری را در بر خواهد گرفت.g