نشر
 افلیم بوکز
(انگلستان)

نسخه انگلیسی
سمفونی مردگان

 عباس معروفی

ترجمه
لطف‌علی خنجی

ــــــــــــــــــــــــــ

مسیو ابراهیم
اریک امانوئل اشمیت
 
عباس معروفی
وحید مقدم
________
 

دریاروندگان
 جزیره آبی‌تر
عباس معروفی
________



خورشید آرزو
همایون شجریان

ــــــــــــــــــــــ



آونگ خاطره‌های ما

عباس معروفی
________

پیکر فرهاد
عباس معروفی
________
 



سال بلوا
عباس معروفی

________
 


 

سمفونی مردگان

عباس معروفی
________

  

 
سخن آینه‌ها
مجموعه گفت‌و‌گو

الهام یکتا
___________




ازل تا ابد
(چاپ دوم
مرگ رنگ)
درون کاوی رمان
 سمفونی مردگان

الهام یکتا
___________


 

چشمه عشق

نرگس (الهام) یکتا
ـــــــــــــــــــــ




خانه‌ئی برای عشق

نرگس (الهام) یکتا ___________


آینه‌ها
دفتردوم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________


آینه‌ها
دفتر یکم
(نقد جمعی)

الهام (یکتا) مهویزانی
___________

 

 

 


 

نگاه به امر متعالی

سروش دباغ

 

 

 

تنوع روی‌کرد به متن‌های ادبی در ایران اندک است و کم‌تر کارشناسان حیطه‌های دیگر جدی به ادبیات می‌پردازند. بنابراین نوشته‌‌هائی مانند متن زیر غنیمت است و چنین تلاشی را باید پاس داشت. این مقاله خلاصه‌ئی از سخن‌رانی دکتر سروش دباغ در ‌هم‌آیش گفت وگو میان عرفان اسلامی و اندیشه خاور دور در دانش‌گاه توکیو است که در روزنامه اعتماد 17 بهمن 1388 درج شده بود.

سردبیر 

 



در این مبحث می‌کوشم با استشهادهائی که به شعرهای سپهری می‌کنم، نشان دهم از دو گونه نگاه به امر متعالی سخن گفته است و دو گونه مواجهه با امر متعالی داشته یا دست‌کم صورت‌بندی تجربه‌های وجودی او در قالب این دو سنخ مواجهه با مبداء هستی بوده است.

در مورد سپهری، سخنان منظومی که سروده است، از حیث احساس‌انگیز و تخیلی بودن، شعر به‌شمار می‌روند. اما برخی شعرهای او- مانند "مسافر" و "صدای پای آب" که بلندترند و از بخش‌های مختلفی تشکیل شده‌اند- را هم منظومه خوانده‌اند. من در این گفتار بیش‌تر با محتوای آن‌چه در آثار او آمده است، از آن حیث که معرفت‌بخش هستند و نه اسیر صرف قوه خیال، بحثم را تنظیم می‌کنم.

تلقی اول از امر متعالی مبتنی است بر آموزه "غیریت" یا "دیگر بودن"ی که بین خدا و بنده وجود دارد. در شعرهائی که برای‌تان خواهم خواند، به‌ویژه در شعر "نیایش" و "محراب" که از دفتر آوار آفتاب انتخاب کرده‌ام، می‌توان نشان داد سخنان او درباره مواجهه‌اش با امر متعالی یا تجربه‌های باطنی، اشراقی و وجودی‌یش، مبتنی بر "غیریت" و تفاوتی است که سالک میان خود و متعلق تجربه‌اش می‌بیند و می‌کوشد تجربه‌های خویش را بر این اساس صورت‌بندی کند. به‌نظر می‌آید از دفتر آوار آفتاب به‌بعد- چنان‌که از عنوان آن هم پیدا است-  مواجهه سپهری با امر متعالی متفاوت می‌شود.

سپهری، علاوه بر اشاره‌های کثرت‌گرایانه‌ئی که در شعر او روشن است و نگاهی که از منظر خودش به دین‌ها و تبیین کثرت بالفعل آن‌ها می‌کند، به مفهوم نیایش و چنین تجربه‌ئی که ذکر آن رفت، اشاره می‌کند. به نظر می‌رسد نحوه سروده شدن کتاب شرق اندوه، که چهارمین دفتری است که آموزه دیگری را در آن بررسی می‌کنیم، با حالت حماسی دیوان شمس تناسب زیادی دارد. هم عنوان شعر "شورم را"، هم وزن آن حماسی است. در کتاب هنوز در سفرم- نوشته خواهر سپهری- نشان داده شده است او در برهه‌ئی با شعرهای مولانا و به‌خصوص دیوان شمس انس داشته و از این‌رو، در سرایش شعرهای خود تحت‌تأثیر مولوی نیز بوده است. همان‌گونه که می‌بینید، این شعر هم بر نوعی غیریت مبتنی است؛ غیریت میان سالکی که تجربه‌ئی را از سر می‌گذراند و هر آن‌چه به این تجربه متعلق می‌شود. من هنگام سخن گفتن از نگاه دوم به امر متعالی، به دفتر شرق اندوه باز خواهم گشت و این خود می‌تواند حاکی از این امر باشد که این تطور رو به تکامل نبوده و این دو گونه مواجهه با امر متعالی در طول سالیان متمادی با سپهری هم‌راه بوده است.
مفهوم دیگری که او درباره مواجهه‌اش با امر متعالی به کار می‌برد، مفهوم
هیچ یا هیچ‌ستان است. این مفهوم به تلقی دوم برمی‌گردد، که در ادامه به آن خواهیم رسید. وقتی سپهری درباره دوست سخن می‌گوید، به موجود متعالی اشاره می‌کند که قرار است سالک با طی‌طریق یا سلوک خود به او برسد. در این شعر، "کودک" نماد پیر طریقت است؛ پیری که نشانی خانه دوست را از او باید پرسید. سالک در این مسیر، با هویت یا امر متعالی بیرون از خویش سر و کار دارد که سرمنزل مقصود او است. غیریت و بینونت یکی از مؤلفه‌هائی است که در این تلقی از تنظیم مناسبات و رابطه سلوکی به‌چشم می‌خورد. این یک نحو از سلوک است. شما وقتی به عارفان ما، مثل بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی و مولانا نظر می‌کنید، آن‌جا هم این تلقی را می‌بینید. پاره‌ئی از تخاطب‌ها و مکالمه‌هائی که آن‌ها با امر متعالی داشته‌اند، بر چنین صورت‌بندی مبتنی بوده است.

مواجهه دوم در سه کتاب اول، یعنی مرگ رنگ، زندگی خواب‌ها و آوار آفتاب کم‌تر است، اما از شرق اندوه به‌بعد، می‌توان آن را پی گرفت. همان‌طور که عرض کردم، به‌نظر می‌رسد در آن زمان او با دیوان شمس انس زیادی داشته و در سروده‌هایش به آن نظر داشته است.

نکته آخر این‌که تلقی دوم از مواجهه با امر متعالی با تلقی وحدت‌وجودی قابل‌جمع است که عارفان و فیلسوفانی نظیر اسپینوزا از آن سخن گفته‌اند. در واقع، این تلقی وحدت‌وجودی با خدائی سروکار دارد که بی‌کرانگی محض از مقومات و مؤلفه‌های او است، خلاف خدائی که کثیری از فیلسوفان از آن سخن می‌گویند؛ خدائی که تشخص دارد و میان او و سایر موجودات تفارق وجود دارد. در تلقی وحدت‌وجودی ما، از این حیث که موجودیم و مفهوم وجود داشتن بر ما اطلاق می‌شود، تفاوت ماهوی با درخت، رودخانه، میز، کبوتر و... نداریم. همه موجودات، بنا بر استعداد و شایستگی‌شان، حظ و نصیبی از آن وجود صرف یا امر متعالی برده‌اند. در مجموع، آن‌چه از منظومه سپهری درباره مواجهه با امر متعالی مستفاد می‌شود، به تلقی وحدت‌وجودی از خدا و خدای عارفان شباهت بیش‌تری دارد، تا به خدای فیلسوفان.g

 


 

 

 

 

شکست روایت و گسست معنا

نگاهی به مجموعه شعر چوپان کلمات مزدک پنجه‌ئی

حامد رحمتی

 

چوپان کلمات است. رمه‌های شعر را صبورانه به این‌جا آورده... . بگذارید عرقش را پاک کند و گلوئی تازه کند؛ بگذارید از ماژلان و کوچک‌خان بگوید؛ بانوی بهار در صدای غم‌گینش می‌رقصد. موج‌های دریا در چشم‌هایش خشکیده و این دانه‌های شن تحفه دریا است.
کتاب
چوپان کلمات بالأخره بعد از انتظار طولانی منتشر شد.

تعجب نکنید. ما به انتظار عادت کرده‌ئیم. وگرنه شاعر پیشه دیگری اختیار می‌کرد و حسب‌حال نمی‌نوشت. این کتاب تجربه‌های مزدک پنجه‌ئی است که بیان سال‌های فعالیتش در حوزه روزنامه نگاری و شعر است. چیزی که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، نگاه شاعر به جهان پیرامون و نگارش صریح آن‌ها است. اما در قراأت این شعرها چیزی که ذهن را به شکلی درگیر می‌کند، دعوت مخاطب به جهان ساده‌ئی است.

شاعر کنش‌های ساده‌ئی را اجرا می‌گذارد که در نوع خود کاملاً ملموسند.

انگار شاعر به نمایندگی از تمام زمینی‌ها سخن می‌گوید و در برابر دغدغه‌هائی چون جنگ و زندگی مدرن به‌راحتی تسلیم می‌شود و این روی‌کرد جالب را با طنز و کنایه نیش‌داری، مصلحت‌آمیز تعبیر می‌کند و مخاطب را مجاب می‌کند انسان امروز چقدر غم نان دارد.

آهای آدم‌های مریخی/ سنگ نیندازید/ نمی‌بینید مگر دست‌مال تکان می‌دهیم/ نتوانیم اگر باد تکان می‌دهد/ ما که دعوا نداریم/ انسان‌های بسیار به دیدارتان می‌آیند/ آب دارید اگر کنار بگذارید/ ما نان می‌آوریم. (ص 10)

شاعر سعی می‌کند با منقطع کردن کلام و با تقطیع‌های مختلف تفکر خود را از وضعیت موجود به اشتراک بگذارد. در صورتی‌که در شعر "سنگ‌پشت"، ورودی اثر بسیار شاعرانه است و با تعلیق و محوریت معنا پیش می‌رود. اما در نهایت باز شدن مشت شاعر از ظرافت و زیبائی انگاره‌ها چنان می‌کاهد که گوئی شاعر قصد دارد نتیجه گیری کند و دست‌کم گرفتن مخاطب و غالب شدن ابژه‌ها بر تمام عنصرها می‌چربد.

پرواز می‌کنی در آسمان ما/ با بال‌های ما/ خانه‌به‌دوش/ بی‌چاره من در دهان تو/ بی‌چاره بال‌های تو/ مرا زیر چنگال‌های تو/ بالا/ بالای بالا/ ... فراموش کن/ مردمان زمین/ لب نـ.... ـه/ زدی در اوج این.../ لعنت به دهانی که بی‌موقع باز... (ص14)
چوپان کلمات مشتمل بر دو دفتر است. در دفتر اول (سنگ پشت) شاهد نوسان‌های عاطفی هستیم. به‌عبارتی لحن اغلب شعرها تخاطبی هستند.

شاعر درصدد آن است که رفتار تازه‌ئی را در بافت شعر به‌اجرا بگذارد. به‌همین دلیل آنیت‌های شاعرانه بسیار ساده و ظریف هستند. کما‌این‌که زبان یک‌دست شعرها و عینی‌گرائی در موقعیت‌های خاص جزو نقطه‌قوت دفتر اول به‌شمار می‌رود و این کنش لزوماً بر دغدغه‌های شاعر مبتنی است و چالش‌های رمانتیسمی با آغشته شدن به رگه‌های زندگی مدرن نگاه نافذ و بی‌پیرایه شاعر را به شکل قابل‌قبولی به‌نمایش می‌گذارد.

زبان مو درمی‌آورد/ از بس از تو سخن می‌گوید/ هر بار می‌گویم دوستت دارم/ بیش از پیش/ یاد پدر می‌افتم/ آب/ برق/ گاز/ سررسید اجاره‌ئی که همه‌چیز از خاطرش برده است. (معاشقه، ص 18)

در دفتر دوم (چوپان کلمات) شاعر با تمهیدهائی نظیر سپیدخوانی و لحن‌گردانی موقعیت‌های شاعرانه‌ئی را به‌وجود می‌آورد. کما‌این‌که بیشینه شعرهای این دفتر به لحاظ مضمونی بسیار بکرند، اما نیاز مبرمی به پرداخت دارند.

راوی شعرها با شکست روایت و گسست معنا تا حدود زیادی توانسته است مخاطب را دنبال خود بکشاند.

روزی روزگاری پسرک چوپانی گوسفندانی را به چرا برد نقطه/ سرخط بنویسید/ گرگی به گله زد نقطه/ - خانم اجازه/ نوک مداد ما شکسته/ - از بغل دستی‌یت بگیر/ - از ما خانوم؟/ - آره شما/ روزی روزگاری/ مرد جوانی/ شعرهائی برای گفتن/ نقطه نقطه نقطه/ - آقا اجازه گرگی به شعرهایم... (ص 39)

رولان بارت در کتاب لذت متن متنی را لذت‌بخش توصیف می‌کند که از دل فرهنگ بیرون بیاید و رابطه مخاطب را با زبان به بحران بکشاند. او هم‌چنین به سلیقه‌ها و ارزش‌ها نیز اشاره می‌کند.

با این توصیف زیرکانه، می‌توان با جرأت اذعان کرد مخاطب شعر امروز با هر متنی بسیار سلیقه‌ئی و شخصی  برخورد می‌کند. چنان‌چه به تداعی خاطره‌های ایشان منجر شود و این حس زیباشناختی کماکان در شعر ما رایج است و نفس هنر نیز چیزی جز این نیست.
در چشم‌های تو پروانه‌ئی می‌چرخد/ گاهی که خودمانی شدیم/ پرده‌ها کنار می‌افتند/ ملحفه‌ها راز سپیدبختی را می‌دانند/ گم‌راهی عجیبی‌ست زندگی/ همیشه آشوب به‌پا می‌کند/ وقتی به پا شدی/ چه طبیعت بی‌جانی است/ مفهومی که به سراب باران می‌رسد/ چه کویرهائی/ چه کویرهائی/ با لکنت باران سوختند... (ص 62 )

راوی چوپان کلمات با خصوصی کردن شعر و گشودن افق‌های نزدیک در پیش روی ما می‌خواهد به لحاظ عاطفی به شعر چندلایه‌ئی برسد که این برآیند سیال با به‌کارگیری تناسب‌ها، ساختار مناسبی در روند شعر ایجاد می‌کند. برای مثال می‌توان به شعرهای "سیگار" (ص 60)، "نامه" (ص 57) و شعر "مادر" (ص 41) اشاره کرد. در این مقطع زمانی نمی‌توان تجربه‌های مزدک پنجه‌ئی را به‌خصوص در دفتر دوم ارزیابی کرد. باید به گذر زمان چشم دوخت. زیرا بر مبنای چنین روی‌کردی سؤال‌های بسیاری مطرح خواهد شد. برای نمونه آیا شاعر توانسته به ارتقای شعر امروز کمک کند؛ آیا این تجربه‌ها در حد تجربه صرف باقی می‌ماند یا حوزه وسیع‌تری را در بر خواهد گرفت.g

 

 

 

 

 



جلد   .  
صفحه اول   .   درباره ما  .   شماره های پيشين  
  
از دل برآيد  .   گزارش   .   از اين نگاه   .   شعر   .   داستان   .   نقد   .   معرفی کتاب   .   برگ سبز  
  
موسیقی   .   از اين قلم   .  
 طرح   .    آینه های دیگر   .   English
این‌سو و آن‌سوی متن